عضویت در کانال موبایل خراسان کلیک کنید

شوهری یک پیامک به همسرش ارسال کرد ..

شوهری یک پیامک به همسرش ارسال کرد ..

باسلام  در این پست ما برای شما عزیزان داستان در نظر گرفته ایم که  امید واریم لبخندی بر روی لب هایتان جاری شود و از خواندن آن لذت ببرید . بامادر وب سایت بزرگ شبهای تنهایی همراه باشید .

نکاتی بسیار مفید از زندگی حضرت زهرا (ص )

نکاتی بسیار مفید از زندگی حضرت زهرا (ص )

باسلام  در این پست ما برای شما دوستان نکاتی بسیار آموزنده از زندگی حضرت زهرا( ص ) را در نظر گرفته ایم که امید واریم  همه ی ما از آن درس و الگو برداری کنیم . بامادر وب سایت بزرگ شبهای تنهایی همراه باشید .

آخه کش شلوارم گیر کرده به به آینه بغلت؟

آخه کش شلوارم گیر کرده به به آینه بغلت؟

باسلام خدمت دوستان وب سایت شبهای تنهایی . در این پست ما برای شما عزیزان حکایتی جالب و فوق العاده خند دار  را تهیه کرده ایم که امید واریم مورد پسند شما واقع شود و از خواندن آنلذت ببرید.  باماهمراه باشید .      

شگرداقتصادی ملانصرالدین…..(حکایت )

شگرداقتصادی ملانصرالدین…..(حکایت )

  باسلام خدمت دوستان خوب شبهای تنهایی. در این پست ما برای شماعزیزان یک حکایت بسیار جالب و خواندنی  را در نظر رفته ایم که امید واریم از خواندن آن لذت ببرید. بامادر وب سایت بزرگ شبهای تنهایی همراه باشید.  

من فرزند دو نفرم !

من فرزند دو نفرم !

در را زد و و وارد اتاق شد. مدیر یکی از بخشهای دیگر مؤسسه بود. یک فرم استخدامی پر شده دستش بود و بعد از حال و احوال مختصری، فرم را داد دست من و گفت: “نگاه کن این چه جالبه!” کمی بالا و پایین فرم را برانداز کردم. به نظرم یک فرم معمولی می […]

داستان کوتاه و آموزنده مداد زندگی

داستان کوتاه و آموزنده مداد زندگی

پسرک پدربزرگش را که نامه ای می نوشت تماشا می کرد .   بالاخره پرسید : ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟    یا درباره ی من می نویسید ؟   پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :    درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر […]

داستان کوتاه و زیبای سلامتی همه دخترای با محبت

داستان کوتاه و زیبای سلامتی همه دخترای با محبت

ﺩﺭ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺻﺒﺢ ﻋﺮﻭﺳﯽ ، ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﻨﻨﺪ. ﺍﺑﺘﺪﺍ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﭘﺴﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ. ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺪﯾﮕﺮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻨﺪ. ﺍﻣﺎ ﭼﻮﻥ ﺍﺯ ﻗﺒﻞ ﺗﻮﺍﻓﻖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻡ ﺩﺭ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻧﮑﺮﺩ. ﺳﺎﻋﺘﯽ ﺑﻌﺪ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺩﺧﺘﺮ ﺁﻣﺪﻧﺪ.ﺯﻥ ﻭ ﺷﻮﻫﺮ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ […]

برو بالا

در حال بارگذاری