عضویت در کانال موبایل خراسان کلیک کنید

2 داستان کوتاه و آموزنده از امام صادق (ع)

2 داستان کوتاه و آموزنده از امام صادق (ع)

دو داستان کوتاه و زیبا از امام صادق (ع) با موضوع نماز و توقع شیطان برای شما آماده نموده ایم.همراه ما باشید … داستان نماز :  لحظات آخر زندگی امام صادق علیه السلام بود.امام دقایق آخر عمر خود را طی می کرد. پلکها روی هم افتاده بود. ناگهان امام پلکها را از روی هم برداشت […]

خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟

خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟

خــانـــــوم خوشگله شــماره بـدم؟؟؟ خــانـوم خــوشـگِله برسونمت؟؟؟ خـوشـگـلـه چـن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟ ایـنها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید! بیچــاره اصــلا” اهل این حرفـــــها نبود… این قضیه به شـــدت آزارش می داد تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود وبه […]

داستان کوتاه عاشقانه شرط عشق

داستان کوتاه عاشقانه شرط عشق

♥ داستان کوتاه عاشقانه شرط عشق ♥ ♥ تقدیم به تمامی اهالی عشق ♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید.. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان […]

داستان کوتاه و تکان دهنده واقعی ” زود قضاوت نکنید “

داستان کوتاه و تکان دهنده واقعی ” زود قضاوت نکنید “

گروه رسانه ای وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے – داستان کوتاه و تکان دهنده واقعی زود قضاوت نکنید داشتم بر مي گشتم خونه، مسيرم جوريه که از وسط يه پارک… رد ميشم بعد ميرسم به ايستگاه اتوبوس، توي پارک که بودم يه زن خيلي جوون با چادر مشکي رنگ و رو رفته و لباس هاي کهنه […]

داستان کوتاه و تکان دهنده پسر بچه 25ساله

داستان کوتاه و تکان دهنده پسر بچه 25ساله

گروه رسانه ای وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے –داستان کوتاه و تکان دهنده پسر بچه 25ساله داستان کوتاه و تکان دهنده – زود قضاوت نکنید: ﻣﺮﺩ ﻣﺴﻨﯽ ﺑﻪ ﻫﻤﺮﺍﻩ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺩﺭ ﻗﻄﺎﺭ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ.ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺻﻨﺪﻟﯽ ﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ،ﻗﻄﺎﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﺑﻪ ﺣﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩ.ﺑﻪ ﻣﺤﺾ ﺷﺮﻭﻉ ﺣﺮﮐﺖ ﻗﻄﺎﺭ ﭘﺴﺮ25ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ […]

داستان کوتاه و تکان دهنده یک روز قبل از اعدام

داستان کوتاه و تکان دهنده یک روز قبل از اعدام

[box type=”note” align=”aligncenter” ]آخرین باری که دیدمش پانزدهم آگوست بود. درست شب قبل از اعدامش! اصولا شب قبل از اعدام نمی ذارن که کسی به فرد اعدامی نزدیک بشه.اون شب ها من با شادی زیاد به تخت خودم می رفتم و روز بیست و هشتم آگوست رو انتظار می کشیدم و همش صحنه ای که […]

داستان کوتاه و آموزنده " آمادگی برای مرگ"

داستان کوتاه و آموزنده " آمادگی برای مرگ"

گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند که پس از نماز ، بر منبر رود و پند گوید…. پذیرفت … نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست […]

برو بالا

در حال بارگذاری