عضویت در کانال موبایل خراسان کلیک کنید

داستان کوتاه و آموزنده مداد زندگی

داستان کوتاه و آموزنده مداد زندگی

پسرک پدربزرگش را که نامه ای می نوشت تماشا می کرد .   بالاخره پرسید : ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟    یا درباره ی من می نویسید ؟   پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :    درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر […]

دو داستان کوتاه و فوق العاده آموزنده از امام علی (ع)

دو داستان کوتاه و فوق العاده آموزنده از امام علی (ع)

گروه رسانه ای  وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے – دو داستان آموزنده از زندگانی امام علی (ع) [box type=”success” align=”aligncenter” ]بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ. بنا به درخواست دوستان عزیز دو داستان کوتاه و آموزنده از زندگانی حضرت علی علیه السلام آماده نموده ایم که امیدواریم در این روزها و شب های عزیز ماروهم از دعای […]

داستان کوتاه و تکان دهنده یک روز قبل از اعدام

داستان کوتاه و تکان دهنده یک روز قبل از اعدام

[box type=”note” align=”aligncenter” ]آخرین باری که دیدمش پانزدهم آگوست بود. درست شب قبل از اعدامش! اصولا شب قبل از اعدام نمی ذارن که کسی به فرد اعدامی نزدیک بشه.اون شب ها من با شادی زیاد به تخت خودم می رفتم و روز بیست و هشتم آگوست رو انتظار می کشیدم و همش صحنه ای که […]

داستان کوتاه و آموزنده " آمادگی برای مرگ"

داستان کوتاه و آموزنده " آمادگی برای مرگ"

گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت. نمازگزاران ، همه او را شناختند ؛ پس ، از او خواستند که پس از نماز ، بر منبر رود و پند گوید…. پذیرفت … نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوى او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست […]

داستان کوتاه (دو برادر)

داستان کوتاه (دو برادر)

دو برادر با هم در مزرعه خانوادگی كار می كردند كه یكی از آنها ازدواج كرده بود و خانواده بزرگی داشت و دیگری مجرد بود . شب كه می شد دو برادر همه چیز از جمله محصول و سود را با هم نصف می كردند . یك روز برادر مجرد با خودش فكر كرد و […]

برو بالا

در حال بارگذاری