اصغرم خوابه یا که سیرابه / قلبِ آقایم از چه بی تابه
پشت خیمه ها اصغرم تنها / ای شه گل ها هرگز نخوابه

.

.

ای علی اصغر چشم خود وا کن

حالت مادر را تماشا کن

من به داغ تو سوزم وسازم

خیز ودرد ما را مداوا کن

.

.

.

.

از دل بکشم من آه شبگیر علی

با داغ تو از جهان شدم سیر علی

تیری که زپا نشاند علمدارم را

با حلق تو کرده کار شمشیر علی

.

.

.

.

پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود

.

.

.

.

دشت و صحرا از خون تو گلگون

اهل عرش ازاین داغ تومحزون

همچو حلق تو قلب من پر خون

یک نظر بر من دیده ات وا کن

.

.

.

.

شاید که تیر سینه من را هدف گرفت

از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟

این ساقه ی لطیف که با بوسه می شکست

حالا دو نیم از لب تیز تبر شده

.

.

.

.

شش ماهه من اگر چه فردی/تو مرد شهادت و نبردی
سرباز همیشه فاتح من/لبخند بزن که فتح کردی
تا داد تو بر فلک رسانم/خون تو به آسمان فشانم

.

.

.

.

ربلا آتش به جان آسمان ها می زند

کودک بی شیر را بر دست بابا می زند

شیرخواره آمده میدان تیر حرمله

طعنه بر حرف حسین و مشک سقا می زند

.

.

.

.

علی جان ای گل سرخ وسپیدم

ببین مادر ز داغ تو خمیدم

نمی گردد هنوز هم باور من

که من راس تورا بر نیزه دیدم

.

.

.

.

.

یک دشت غرق هلهله و خنده به رو به روست
دریایی از تلاطم غم پشت سر شده
دور از نگاه منتظر مادرت، علی
تشییع و کفن و دفن تنت دردسر شده
آهسته زخمِ باز تو را بسته ام ولی
حس می کنم که فاصله اش بیشتر شده

.

.

.

.

دو بال کوچکش نزد پری در آسمان تو

پرندۀ شکسته پر به سوی خانه می برم

نگاه گاهواره اش کند به گریه التماس

ولی کبوتر حرم از آشیانه می برم

به پشت خیمه کنده ام سرای جاودانه اش

مبارک است جایاوبه لب ترانه می برم

.

.

 گرداوری  : گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ