سلام مي‌کنيم بر محرمش که از کودکي

تا اکنون يادش ما را رهــــا نمي‌کند.

.

سلام مي کنيم بر حسين(ع)

از دل تاريکي هاي شب هاي عاشوراي کودکي مان

تاکنون که عشقش اسيرمان کرده است.

.

.

سلام مي کنيم و بر غربت و قرابت حسين(ع) از مدينه تا کربلا.

سلام مي کنيم بر حال و هواي محرم که با همه فرق مي کند.

السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک

.

.

حسيني زيستن، حسيني به ديدار معبود

و معشوق شتافتن، راهش همين است.

رسم دنياست. هميشه حق عاشق اين بوده است.

اين عاشق کشي تا قيام منتقم پا برجاست.

حسين هميشه تاريخ را سيراب کرد.

اين سيراب شدن از براي همه نيست بلکه:

عشق” مي خواهد و لــبـيــک

.

.

و تو هر سال که محرم مي شود،
زنده مي شوي تا همان فرياد را سر دهي
که آيا کسي هست مرا ياري کند؟

و آنگاه که ظهر عاشورا مي رسد
نظاره مي کني که لبيک گويان کم شده اند يا زياد؟!

و باز شهيد مي شوي تا دل خون تو،
دل هاي جا مانده از قافله را بسوزاند…

شيعه حسين(ع) بودن را اگر مي‌خواهيم،
بايد آن‌گونه زندگي کردن و اين گونه مرگ را برگزينيم.

به اين آگاهي که رسيديم همه روزها عاشوراست
و همه زمين ها کربلاست.

.

.

 گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ