دلم دریاچه ی غم شددوباره
قد آیینه ها خم شد دوباره

صدای سنج دمام آید از دور
بخون ای دل محرم شد دوباره

ايام سوگواري سيد الشهدا و هفتاد و دو لاله کربلا تسليت باد

.

.

ما بین این همه غم و اشک وفراق وداغ
ای زینب آمدم که شوم یار و همدمت

زینب چه قدر شکل جوان مادرت شدی
با صورت کبود و همان قامت خمت

.

.

.

.

باز هم فصل عزای تو شده یا مظلوم
دیده خونبار برای تو شده یا مظلوم

هر چه خوبی شده خلق ای ز همه خوبترین
همه اش وقف عزای تو شده یا مظلوم

.

.

.

.

عزاداران ابا عبدالله الحسین ظهری دیگر از غم و اندوه را
به نظاره خواهند نشست و وا اسَفا گویان در میان دسته عظیم حسینیه ،
واگویه های خود را با حسین و معبودش نجوا خواهند كرد.

آیا آزاده ای هست تا مرا یاری کند؟
کجاست آزادمرد دشت نینوا که ببیند آوای بلندش
در طنین فریاد عزادارانش به گوش میرسد؟ حسینیان …

محرم با همه شور و نوایش آمد …
هر که دارد هوس کربُ بلا بسم ا…

صلی الله علیک یا اباعبدالله

.

.

.

.

ای شده مجنون خدا السلام
شاهرگ خون خدا السلام

هست نگاه نگران همه
سوی تو ای دسته گل فاطمه

.

.

.

.

یا حسین !

اکبرم خیز وببین بابایت
دوست دارم شنوم آوایت

لب گشا بار دگر بابا گو
شاد گردان پدر تنهایت

السلام علیک ياأبا عبدالله ياحسين بن على، أيهاالشهيد يابن رسول الله

.

.

.

.

عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است
یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است

از عرش تابه فرش تمام فرشتگان
فریاد می زنند که ماه محّرم است

.

.

.

.

عزاداری، احیاء خط خون و شهادت، و رساندن
صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.

«اشک»، زبانِ دل است
و «گریه»، فریاد عصر مظلومیّت.

رسالت «اشک»، پاسداری از «خون شهید» است.

.

.

.

.

روضه شروع شد دل ما را بیاورید
سرمایه ام، سلاح بکا را بیاورید

یک سال میشود که پرم وا نمیشود
دستم به آسمان تو بالا نمیشود

.

.

.

.

سلام من به آواي شب تو
سلام من به اون خال لب تو

سلام من به قطره قطره اشكت
سلام من به ذكر روضه و يا زينب تو

.

.

.

.

.

یا حسین !

گرفتارم گرفتارم ابالفضل
گره افتاده در کارم ابالفضل

دعایی کن ، دوباره چند وقتی ست
هوای کربلا دارم ابالفضل

.

.

.

.

کربلا گفتم و اوضاع دلم ریخت به هم
کربلا قبلۀ عالم شده ای شاه غریب

آه سقا چه کند با عطش اهل حرم
آب در خیمه تان کم شده ای شاه غریب

.

.

.

.

‏«اى حسین » …‏
تو كلاس فشرده تاریخى .‏
كربلاى تو، مصاف نیست‏
منظومه بزرگ هستى است ، ‏
طواف است.‏
پایان سخن ‏
پایان من است ‏
تو انتهاى ندارى …

.

.

.

.

علی یک دسته گل از یاس آورد
زطوبی شاخه ی احساس آورد

میان باغی از گل های زهرا
خوشا ام البنین عباس آورد

.

.

.

.

اى حسین
اى عارف مسلّح !‏
كربلاى تو، عشق را معنى كر د
و انقلاب تو اسلام را زنده ساخت
و شهادت تو، حضور همیشگى
در همه زمان‏ها ‏و زمین‏ها بود.‏

.

.

.

.

عقل، سرگشته و حیران معمّای حسین
نرسد دست تخیّل به بلندای حسین

گره از بغض کسی وا نشود جز با اشک
اشک حلّال معمّاست، معمّای حسین

.

.

.

.

قال الحسين بن علي عليه السلام :

«أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَةِ لَا یَذْکُرُنِی مُؤْمِنٌ إلا استعبر»

امام حسین علیه السلام فرمودند:

من کشته اشکم هیچ مؤمنى مرا یاد نمى ‏کند مگر آنکه گریان مى‏شود.

.

 

 گرداوری  : گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ