اینک حسین علیه السلام به کربلا می آید. می آید تا یزید، همه کاره دنیا نباشد.

می آید تا آیین سبز محمدی صلی الله علیه و آله ، به دست فرزندان ابوسفیان در خاک نشود.

می آید تا ذوالفقار علی علیه السلام در نیام نماند. می آید تا در طواف عشق، لباس سرخ شهادت بر تن کند.

محرم آمد دوباره

.

.

هر دم به گوش می رسد آوای زنگ قافله ، این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

هان که محرم رسید!
پنجره را باز کن!
می رسد از راه دور
بوی نسیم حسیــن…

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

زمزمه ی سیاهپوشی محرم
ای ناله‌ غربتت به گوشم
ای بـار مصیبتت به دوشم
آغــاز محــرّمت رسیده
بــاید ز غمت سیه بپوشم

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

ایـن رخـت سیه به پیکر مـن
ارث پـدر است و مـادر مـن
این سینه‌ی سرخ و رخت نیلی
این اشـک دو دیـده تـر مـن

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

باز هم محرم و يك دنيا اشك و عشق و عبرت.
باز هم كربلا و سرزميني كه تمام هستي به گردش طواف مي‌كنند و باز هم عاشورا و يك روز به وسعت تمام روزهاي خدا.
به محرم كه مي‌رسي عاشورا را به ياد مي‌آوري و
حسين را،
عباس را،
اكبر را،
اصغر را،
قاسم را
و…
زينب را…
به محرم كه مي‌رسي عطش را به ياد مي‌آوري و رشادت را و شجاعت را و حميت را و ولايت‌مداري را و ايثار را و شهادت را
و …
اسارت را…

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

داغ تـو نمی‌شود فرامـوش
دل با غم تو بوَد هم آغوش
در بـاغ جنـان ز مـاتم تو
زهرا و علی بود سیه پوش

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

به محرم كه مي‌رسي ،
روزهايت را همسايه‌ شيرمردان ميدان كربلا و شب‌هايت را در كنار خيمه‌هاي ذكر و مناجات و دعا باش تا هميشه كربلايي باشي.

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

ای اهـل عزا محرّم آمد
دیــدار هـلال ماتم آمد
بـاید همگی سیه بپوشید
هنگامه گریه و غم آمد

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

شهر را بوی غمی آسمانی در برگرفته است
و تقویم عشق، به صفحه سرخ حماسه رسیده.

یعنی این که ارتباطی است میان پیراهن های مشکی که
بر تن مردم شهر مرثیه می سرایند، با سفیدی قلب هایی که
در داغ حسینیان مشتعل مانده است.

این یعنی ماه بی واسطگی با کربلا
. ماه تلفیق با عطش، فرا رسیده است.

.

.

یا اباعبدالله

.

.

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: فاطمه جان! روز قیامت هر چشمی گریان است،
مگر چشمی که در مصیبت و عزای حسین گریسته باشد، که آن چشم در قیامت خندان است
و به نعمتهای بهشتی مژده داده می شود

بحار الانوار، ج 44، ص .293

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

این مـاه عزاست ایهاالناس
نیلی شده صورت گل یاس
خون موج زند ز فرق اکبر
افتد ز بدن دو دست عباس

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

مُحرّم آمد و مـــــــــــــــاه عزا شد
مه جـــــــــــــــانبازی خون خدا شد

بلند از تــــــــربــــت پاک شهیدان
شعــار کُـــــــــــــل ارض کربلا شد

دل شطّ فـــرات از خون زند موج
کــــــــــه دست از پیکر سقا جدا شد

در آغـــــوش پدر خندید و خوابید
چــــــــــــو پیکان با گلویش آشنا شد

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

دل‌ها ز شرار غم کباب است
بر چرخ صدای «آب آب» است
در دست سکینه جـام خـالی
خجلت زده از علی رباب است

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

الا… ای محرم!
تو آن کیمیای دگرگونه سازی
که مرگ حیات آفرین را
به نام شهادت
به اکسیر عشقی
که در التهاب سرانگشت سحر آفرینت، نهفته است

چو شهدی مصفّا و شیرین
به کام پذیرندگان، می چشانی.

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

پیـراهن آسمـان سیــاه است
گردون همه غرق دود آه است
زهــرا بــه کنار نعش عباس
زینب بــه کنــار قتلگاه است

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

كلاسهای كربلا – كه در همه جاست
حتی بدون یك روز تعطیلی، به من و تو و به همه آنانكه
به نجات «انسان» می‏اندیشند، می‏آموزد. چرا كه :
هر روز عاشوراست و هر جا كربلاا

.

.

جداکننده های محرمی

.

.

اى حسین …
اى عارف مسلّح !‏
كربلاى تو، عشق را معنى كر د
و انقلاب تو اسلام را زنده ساخت
و شهادت تو، حضور همیشگى
در همه زمان‏ها ‏و زمین‏ها بود.‏

.

.

 گرداوری  : گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ