آن شب تمام اهالی كوفه نوای دلنشین اذان علی علیه السلام را شنیدند.
یتیمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر می‌دیدند.

فزت و رب الکعبه

.

با شنیدن صدای علی علیه السلام ، از خواب برخاستند و چون
دریافتند علی علیه‌السلام بیدار است، احساس آرامش و امنیت كردند
و غم بی‌پدری از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست.

آری این بانگ اذان علی علیه السلام است؛
پدر یتیمان كوفه همو كه تمام یتیمان كوفه لذت نشستن بر زانویش
را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خورده‌اند
و در آغوش پدرانه‌اش جا خوش كرده‌اند.

 و علی علیه السلام برای اقامه نماز به داخل مسجد آمد …
خفتگان را بیدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بیدار بود
ولی به روی شكم دراز كشیده و خود را به خواب زده بود

و شمشیری در زیر جامه‌اش پنهان داشت، حضرت به او فرمود:
«برخیز كه وقت نماز است و این چنین (به روی شكم) نخواب
كه خواب شیطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان
است و یا به طرف چپ بخواب كه خواب حكیمان است
و یا به پشت بخواب كه خواب پیامبران (ع) است…

.

.

قصدی در خاطر داری كه نزدیك است آسمان‌ها از سنگینی آن فرو ریزند
و اگر بخواهم می‌توانم خبر دهم كه در زیر جامه‌ات چه پنهان كرده‌ای… .»

پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ایستاد و به نماز مشغول شد.
ابن ملجم مضطرب و نگران بود …

علی علیه السلام به آرامی تكبیر گفت و به ركوع رفت…
ابن ملجم كه در كنار ستونی به كمین ایستاده بود

چون بید به خود می‌لرزید … علی علیه السلام سر از ركوع
برداشت و به سجده رفت … قلب كثیف ابن ملجم به شدت می‌تپید …

علی علیه السلام سر از سجده برداشت … ابن ملجم دوید …
شمشیرش را بالا برد تا فرود آورد، ولی شمشیرش به سقف محراب گیر كرد.

.

.

باز قصد فرود آوردن شمشیر را نمود، شمشیر را فرود آورد
و فرق علی علیه السلام تا سجده‌گاه شكافته شد
و فریاد علی علیه السلام، فریاد در گلو مانده علی (علیه السلام) برخاست:

«بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.»
و جبرییل، عزادار و مویه كنان در میان زمین و آسمان بانگ برداشت:

سوگند به خدا پایه‌های هدایت ویران شد و نشانه‌های تقوا از بین رفت
و ریسمان محكم از هم گسست.  

پسر عموی پیامبر كشته شد، جانشین برگزیده كشته شد 
علی مرتضی توسط نگون بخت‌ترین انسان‌ها كشته شد. 

.

.

 گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانــــــــ