فردا شعر دیگری است …

درخت های دیگری هنوز وداع می کنند …

وداع با پاییز

کلاغ های دیگری …

خود را جار می زنند

و برگ های دیگر …

گوشهای خانه ی من …

عاشقانه

در انتظار زوزه هاست …

.

.

پاییز ثانیه به ثانیه می گذرد .

و دلم به اندازه تمام برگ های

پاییزی دلتنگ است .

آنقدر سبزی از عزیزانم در خاطردارم ؛

که هزاران خزان , برگی از یادشان

را زرد نمی کند .

 خداحافظ پاییز

ناگزیریم ؛

چاره ای ندارم ؛

دلتنگی ام را

به برگها می سپارم .

الهی امشب ؛

افتادن هر برگ پاییزی را

آمینی برای رفع دلتنگی هایم قرار بده .

خدایا دستم به آسمان نمی رسد

اما تو دستت به زمین می رسد .

دستم بگیرو رهایم نکن .

.

.

 منبع : گروه رسانه ای وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

.

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ