موعدا!

ايا حضورعشق رابه تماشا بنشينيم يا … انتظار را؟

چشمي براه دارم. چشمي ، برآسمان مي آيي…

مي آيي… و … جهان را سبزخواهي كرد

feragh emam zaman

.

.

.

غبار آمدنت را نديده قطره ي اشكي
اشاره اي به ظهورت نكرده دست دعايي

بيا عصاره حيدر، بيا چكيده ي زهرا
بيا كه بوي رسولي ، بيا كه نور خدايي

شب غريبي مان مي شودبه ياد تو روشن
تويي كه در همه شبها چراغ خانه مايي

.

.

alajal ya mola

.

.

 

تا جان به تنم هست نظــــر ســــوی تـــو باشـد
دل در گــرو قــامـت دلجــوی تــو باشـد

 

چــون جلـوه کنی در دل من وقـت عبادت
محــراب مـن آن طاق دو ابـروی تــو باشــد

.

.

jodakonande

.

.

از هجر تـو بی قرار بـودن تا كـی؟
بازیچه روزگـار بـودن تا كـی؟

ترسم كه چراغ عمر گردد خامـوش
دور از تو به انتظار بودن تا كـی؟

.

.

جداکننده

.

.

الها! چگونه باور كنم نبودنش را وقتي

كه محبت دستي نوازشگر در تار و پود وجودم ريشه مي دواند چگونه باور كنم سكوت درياي

چشمهايم را وقتي كه قايق مهربانيش بي ناخدا در اوج آسمانها به پيش مي رود.

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

جداکننده

.

.

روزها از پي هم مي گذرند، سالها مي گذرند و قلب ها در آتش هجرانت

مي سوزند. كبوترها ديگر ناي نغمه خواني ندارند، دلها

ديگرهوس غزل گفتن نمي كنند. ديگر دلها قصيده سرايي نمي

كنند. اينك تمام شعرها به يك مصرع ختم مي شوند
” يا اباصالح بيا”

.

.

جداکننده

.

.

 

حيدر کند دعایت، زهرا زند صدایت
الغوث یابن زهرا ! عجّل علی ظهورک

زخمِ به خون نشسته، پیشانیِ شکسته
دارند با تو نجوا، عجّل علی ظهورک

.

.

جداکننده

.

.

ندیدم شهی در دلارایی تو
به قربان اخلاق مولایی تو

تو خورشیدی و ذره پرورترینی
فدای سجایای زهرایی تو

.

.

جداکننده

.

.

دردِ تو را به تنهایی نمی‏کشم که تمام سنگریزه‏های زمین،
منتظر گام‏های تواَند تا کوه شوند و پرچم تو را در اوج عشق خود برافرازند
و آن وعده محتوم، چه نزدیک است؛ اگر عاشق باشی!

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

جداکننده

.

.

دوبـــــاره جمعه شد و بی قرار می گـریم
بـــــــرای آمـــــدنت ای نــگار می گـریم

دوبـــــاره جـمعه شــــــد و تو نیامدی آقا
ســحر نگشت شـــبِ انـتظار مـــی گـریم

.

.

جداکننده

.

.

 

آقاي ما!

بيا که احساس نيازمند توست!

پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را مي خوانند و گلها به اميد نوازشت رخ مي نمايانند!

.

.

جداکننده

.

.

یا اباصالح!
روسیاهم که مرا عاشق تو می‌خوانند غربتت بس که مرا لایق تو می‌دانند.

اللهم عجل لولیک الفرج

.

.

جداکننده

.

.

بخوان دعاي فرج را كه صبح دولت وصل
زده سپيده و گويد كه كه يار مي ايد

بخوان دعاي فرج را كه آرزوي حسين
زكعبه با جگر داغدار مي ايد

.

.

انتظار امام زمان

.

.

 

دل را پر از طراوت عطر حضور کن
اقا تو را به حضرت زهرا ظهور کن

اخر کجایی ای گل خوشبوی فاطمه
برگرد و شهر را پر از امواج نور کن

.

.

 گرداوری : گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

.

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ