فقط نه غنچه خود عاشقانه بو می کرد
تمام غربت خود روی دست رو می کرد

جواب قطره ای از آب حرمله تیری
رها به سوی سفیدی آن گلو می کرد

شهادت جانسوز کوچکترین سرباز کربلا,غنچه نشکفته پرپر
آقـا ابـا عبدالله الحسیـن علیـه السـلام , باب الجـوائـج ,

حضرت علی اصغرعلیه السلام بر سوگواران حضرتش
و عاشقان اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام تسلیت باد

شهادت حضرت علی اصغر

.

.

پیر همه بود اگرچه او کودک بود
صبرش ز غریبی پدر اندک بود
می کرد به نی اشاره می گفت رباب
ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود

.

.

.

.

.

شهید شیرخواره ام گرسنه بود و تشنه لب
نه آبِ دیده کام او نه طعم دانه می برم
به روی لب تبسمش لبان بی تکلمش
نشان دهد ز رفتنش که عاشقانه می برم

.

.

.

.

.

قنداقه اش را بست، حالا اصغر آماده است

سرباز آخر را خودش میدان فرستاده است

از موج آغوش پدر تا اوج خواهد رفت

از نسل ماهی های دریاهای آزاد است

.

.

.

.

.

از زبان حضرت علی اضغر (ع) : 

وقت تنگ است؛ باید بروم؛ این قدر بر «ماندم» اصرار مکن!
در خیمه ماندن و از عطش مردن؟ … نه! … نه!

تا درهای شهادت را نبسته‏اند باید بروم!
من تشنه ‏ی پروازم. می‏خواهم از بابا دفاع کنم.
معراج سرخ من، روی دست‏های بابا دیدنی است!

گهواره‏ی من! به خدا که آرزوی بهشت، لحظه‏ای
رهایم نمی‏کند. من آخرین سرباز حسینم!

و مظلوم‏ترین شهید کربلا؛
باید بروم، دنیا منتظر پرواز من است … .

.

.

.

شهادت علی اصغر 96

.

.

شاید که تیر سینه من را هدف گرفت
از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟
این ساقه ی لطیف که با بوسه می شکست
حالا دو نیم از لب تیز تبر شده

.

.

.

.

از من نگیری خنده هایت را علی اصغر
شیرینی دنیای من … بابا … علی اصغر

از لشکرم دیگر نمانده یاوری، یاری
بابا ببین تنها شدم، تنها، علی اصغر

داغ بنی هاشم اگرچه سخت بود اما
داغ علی انداختم از پا علی اصغر

.

.

.

.

.

گلوی تو چه گلویی که نیزه دان شده است
و نیزه زیر گلوی تو ارغوان شده است

به سن وسال و قیافه و زور بازو نیست
بزرگ مرد همین ایل و خاندان شده است

عطش برای شما چه بهانه خوبی است
و گرنه آب برای تو نیمه جان شده است

تو دست خالی و دشمن سه شعبه آورده است
چقدر حرمله پیش تو ناتوان شده است

به پای خاست ، رجز خواند و قصد میدان کرد
چه کودکی که به شش ماهگی جوان شده است

و لابه لای نگاهش غم پدر پیداست
تمام دغدغه اش چوب خیزران شده است

و گشت خون تو تا هفت آسمان جاری
زمین چقدر در اینجا چو آسمان شده است

تمام دغدغه ام شرح تلخ این قصه است
گلوی تو چه گلویی که نیزه دان شده است

.

.

.

.

.

غنچه اگر خم شده ست و تاب ندارد
از سر شاخه نچین، گلاب ندارد
ماهی من لب به روی لب زند اما
قدرت آنکه بگوید آب ندارد

.

.

.

.

شهادت علی اصغر 96 - 2

.

.

لالا لالا به طفل نیمه ساله / چه گویم ای خدا با اشک و ناله
زدی ای آب، آتش موج کم کن / فرات بی وفا آبش زلاله

.

.

 گرداوری : گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ

جدیدترین ها به زودی آپدیت خواهند شد