محرمی دیگر از راه می رسد و بهار اشک دیگری
بر عاشقان ولایت، که در آن غبار از جان های خسته خویش
زدایند و وجودشان را به عطر حسینی معطر کنند.

محرمی که با نام حسین پیوند خورده و با آمدنش فکرها و دل ها
متوجه روزی می شود که بزرگ ترین روزهای مصیبت است.

محرم 96

.

.

.

سلام من به محرم محرم گل زهرا
به لطمه های ملائك به ماتم گل زهرا

سلام من به محرم به تشنگی عجیبش
به بوی سیب زمین و غم حسین غریبش

محرم تسلیت

.

.

.

.

یا وجها عندالله

.

.

.

ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی

خون به دامان افق جاری شده
زخم دل با دیدنت کاری شده

در تو باغ لاله ی پرپر بود
عکس لبخند علی اصغر بود

محرم تسلیت باد ای عاشقان حسین

.

.

.

.

یا ابا عبدالله

.

.

.

منزلگه عشاق دل آگاه حسین است ،

بیراهه نرو ساده ترین راه حسین است ،

از مردم گمراه جهان راه مجویید ،

نزدیكترین راه به الله حسین است

.

.

.

یا ابا عبدالله2

.

.

پیش از آنی که عزادار محرم باشی
سعی کن در حرم دوست تو محرم باشی

خاک از حُرمت شش گوشه ی او حُرمت یافت
گر شوی خاک رهش قبله عالم باشی

منزلت نیست تو را بی مددِ مهرِ حسین
گر چه موسی شوی و عیسی مریم باشی

گر چه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن
سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

.

.

.

یا ابا 3

.

.

.

دلی كه سینه زن هر شب محرم شد
صدای هر تپشش ذكر یا حسینَم شد

به یاد غربت یك لحظه تو این گونه
بساط گریه هر روز من فرا هم شد

شبی كه در دل من خیمه زد غم از هر سو
دلم حسینیه ی بغض و آه و ماتم شد

فدای زلف پریشان تو كه بر نیزه
برای قافله سالاری تو پرچم شد

.

.

.

یا ابا عبدالله4.

.

.

.

فرشته مثل رقیه سیاه می پوشد
حسین سایه تو از سر همه كم شد

همیشه هر شب جمعه امید دارم كه
دوباره زائر شش گوشه تو خواهم شد

قسم به عشق كه رنگ حسین می گیرد
دلی كه سینه زن هر شب محرم شد

.

.

.

.

یا ابا عبدالله5

.

.

.

آبروی حسین به كهكشان می ارزد ،

یك موی حسین بر دو جهان می ارزد ،

گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست ،

گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد

.

.

.

.

یا ابا عبدالله6

.

.

.

محرم می آید؛ با پلک های برشته و دستانی تاول خیز.
دلش مذاب صاعقه ای دیرسال است و از مرثیه های
رنجش قافیه های داغ می چکد. 

محرم می آید؛با خبری طاقت سوز و جانکاه و ثانیه هایی
پرتشویش و خونین. شانه های صبورش، کوه ها
را سرافکنده می کند. صدای گرفته اش، دل کوچه را ریش می کند.

محرم می آید و در مویه های بی شکیبش
زخم سالیان، سرباز می کند.

.

.

.

.

محرم 96-3

.

.

.

محرّم آمد و نو کرد درد و داغ حسین
گریست ابر خزان هم به باغ و راغ حسین

هزار و سیصد و اندی گذشت سال و هنوز
چو لاله بر دل خونین شیعه داغ حسین

به هر چمن که بتازد سموم باد خزان
زمانه یاد کند از خزانِ باغ حسین

هنوز ساقی عطشان کربلا گویی
کنار علقمه افتاده با ایاغ حسین

.

.

.

.

  گرداوری اختصاصی: گروه  فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے

.

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ

جدیدترین ها به زودی آپدیت خواهند شد !