.

.

.

برای پیش تو بودن “بلیط” لازم نیست

مرور قصه ی دل کافی ست . . .

سهم “من” از “تو” عشق نیست ، ذوق نیست ، اشتیاق نیست

 همان دلتنگی بی پایانی ست که روزها دیوانه ام می کند !

عشق یعنی پاک بودن در فساد / آب ماندن در دمای انجماد . . .

کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه  . . .

با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !

“گلم”

که صدایت می کنم

شمعدانی

چه اخمی می کند!

مانده ام “جانم” را

چقدر آهسته بگویمت

که هم تو بشنوی

و هم آب از دل هیچ گنجشکی

تکان نخورد.

گلها

شناسنامه ندارند

شناسنامه ی گلها را

به نام دخترها زده اند…!

چه جمع عاشقانه ای ست

هر شب!

حضور من و خیالت

در کنار آتشی که در درونم به پاست.

” عشقم”

حس میکنم تو رو

تو هر شب خودم …

مـن و
عـشق و
دل دیـوانه
بـساطی داریـم
عـقل هـی فـلسفه مـیبافَد و
مـا میخندیم. . .

دختر…..
واژه ی گرمیست
میان این همه سرمای مردانه
دختر …
عاشقانه بودن و ماندن
دختر…
شنیدن و کشیدن زجر و زخم زبان
فقط بخاطر عشق
ی دختر ارزش زیاده داره
اگ واقعا دوسش داری
قدرشو بدون

دِلمْ میخوآد رابطَموُن مِثل «تام و جِری» باشه.
مُهِم نیست کِه چَند بار دَعوا کُنیم، باز هَم جُدا نِمیشیْم…

‏سه نفری شدن رابطه
وقتی خوبه
که
نفر سومش خیلی کوچولو باشه…

اگه بعد چند ساعت چت کردن
نشستی از اول همشو خوندی

همون جا بزن تو سرت
چون

عاشق شدی

چای سر صبح را…
باید با نگاه تو طعم دار کرد…
چه چیزی تلخ تر از قند…
در حضور چشم های تو…

.

.

.

.

.