با سلام

در این پست ما برای شما خوبان مقاله ای از زندگی ابوریحان بیرونی تهیه

کرده ایم که امید واریم مورد استقبال شما قرار گیرد . 

بامادر وب سایت بزرگ شبهای تنهایی همراه باشید .

3

زندگینامه ابو ریحان بیرونی

ابوریحان، محمد بن احمد خوارزمی، از برجسته‏ترین محققان مسلمان و از بزرگ‏ترین دانشمندان ایران عهد اسلامی است. او به سال 362 هجری قمری در بیرون شهرستان کاث در ایالت خوارزم به دنیا آمد و به همین سبب، خانواده او را «بیرونی» نام نهادند.

ابوریحان، در خانواده‏ای مسلمان و خوارزمی‏تبار پرورش یافت که به قول خودش: «شاخه‏ای از درخت تناور ایرانی‏اند». از همان دوره کودکی، خصلت جست‏وجوگری و استعداد و تحقیق علمی در وی نمایان گردید. ابوریحان هوش و حافظه‏ای قوی داشت و هر چه را می‏آموخت، می‏توانست از بَر کُند و بارها و بارها تکرار نماید.

ابوریحان بیرونی، در مدت هفت سالی که به مکتب‏خانه می‏رفت، صرف و نحو عربی و قواعد خواندن و نوشتن فارسی را فراگرفت و افزون بر آن، استاد او شیخ مصطفی اورگنجی برای او و سِه تن از نوآموزان، درس‏هایی ستاره‏شناسی، حکمت و ریاضی می‏گفت. سپس ابونصر منصور بن علی عراقی از خاندان شاه خوارزم که خود از ریاضی دانان و ستاره‏شناسان بزرگ آن زمان بود، تعلیم و تربیت بیرونی را برعهده گرفت. استاد دیگر ابوریحان، عبدالصمدبن حکیم بود که حکمت و علوم عقلی را به او می‏آموخت.

ابوریحان بیرونی، در نوجوانی و جوانی علوم زیادی را فرا گرفت. او در علومی چون: فقه، کلام، صرف و نحو، جغرافیا، ریاضیات، نجوم، کانی‏شناسی، پزشکی و دین‏شناسی به تحصیل پرداخت و به سرآمد زمان خود در این علوم تبدیل شد.

او با دانشمندانی چون: ابن‏سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، ابن هیثم و ابوعُبید جوزانی هم‏عصر بود.

مطالبی هم در مورد مکاتبات و ملاقات‏های وی با ابن سینا وجود دارد که به صورت مبادله معلومات بوده، تا جایی که در بعضی کتاب‏ها، با عنوان «مجادلات بین ابوریحان و ابن سینا» از آن یاد شده است.

ابوریحان بیرونی، تا 25 سالگی در زادگاه خود می‏زیست تا این‏که در سال 387ق وطن را به قصد بخارا ترک کرد و در آن‏جا از حمایت معنوی منصور سامانی برخوردار شد. در سال 388 ق اثر مهّم خود الآثار الباقیه عن القرون الخالیه را که در مورد تاریخ است، به رشته تحریر درآورد. او هفت سال به عنوان رایزن و ستاره‏شناس در خدمت خوارزمشاه ابوالعباس مأمون بن مأمون بود. در این زمان، سلطان محمود غزنوی، دربار مأمون راتحت فشار قرار داد تا دانشمندان گردآمده در آن دربار را، به غزنه بفرستد تا دربار خود را به حضور آن‏ها بیاراید. از دانشمندان دربار مأمون، ابن سینا و ابوسهل عیسی، شبانه به سوی اصفهان گریختند، ولی بیرونی و ابوالخیر خمّار، دستگیر شده، به اجبار به غزنه فرستاده شدند. بیرونی، سی سالِ باقی مانده عمر خود را، در دربار پادشاهان غزنوی گذرانید.

ابتکارات و نوآوریهای ابوریحان بیرونی

آن‏چه از کتاب‏ها و نوشته‏های ابوریحان و نقل تاریخ‏نویسان برمی‏آید، گویای این است که او جزء سرآمدهای روزگار خود و از شخصیت‏های چند بُعدی در علم بوده است. این موضوع را از تعداد زیاد کتاب‏ها و عمق نوشته‏هایش می‏توان فهمید. او مباحث متعددی را مطرح و نظریات جدیدی را ابداع کرد که کسی قبل از او آن‏ها را بیان نکرده بود. او در علوم متعدّد، نظریه‏های جدیدی را پایه‏گذاری کرد که چند نمونه از آن‏ها را ذکر می‏کنیم:

نجوم: نظریه حرکت وضعی زمین، تعیین سمت قبله در شهرهای گوناگون؛

جغرافیا: محاسبات طول و عرض جغرافیایی شهرها، ترسیم نقشه؛

اظهار نظر در مورد زمان پیدایش عالَم، چگونگی پدید آمدن لایه سطحی زمین و تبدیل دریاها به خشکی.

شیمی و کانی‏شناسی: تعیین وزن مخصوص عناصر در شیمی، به خصوص تعیین وزن مخصوص هیجده سنگ و فلز گران‏بها برای اوّلین بار.

پزشکی و داروشناسی: ترجمه اصطلاحات دارویی و نام‏گذاری داروها به زبان عربی و فارسی برای اولین بار از زبان یونانی. 

کتب ابوریحان بیرونی

از ابوریحان بیرونی، کتاب‏ها، رسالات و مجموعه مقالات گوناگونی به جا مانده است. برخی از تاریخ نگاران، تعداد آن‏ها را بالغ بر 180 عنوان ذکر کرده‏اند که 115 عدد از آن‏ها در نجوم، ریاضیات، هندسه و علوم مربوط به این موضوعات بوده است. برخی از آثار او عبارتند از:

التفهیم در هندسه، اَفراد المَقال فِی اَمرِ الضَّلال در تمایز میان مباحث ریاضی و فلسفه، رسالة فی معرفة سَمْتِ القبله (تشخیص قبله)، الجماهر فی معرفة الجواهر در کانی‏شناسی و تحدید نهایات الاماکن در جغرافیا. 

تجربه ای از ابوریحان بیرونی درمورد شایعات بی اساس مردم

یکی از ویژگی‏های بارز ابوریحان، کنجکاوی و علاقه به تجربه شخصی مسایل بوده است. در زمان نوجوانیِ ابوریحان، شایع بود که الماس، سنگی سمّی است و هر کس آن را در دست بگیرد، بی‏درنگ می‏میرد. بنابراین، مردم آن سامان، از الماس دوری می‏کردند و به آن دست نمی‏زدند. یک روز ابوریحان، قطعه الماسی را پیدا کرد. مادرش با دیدن آن الماس، شروع به شیون و زاری کرده، او را مجبور کرد تا الماس را به دور اندازد، ولی ابوریحان آن الماس را مخفی نمود. پس از چند سال، این دانشمند بزرگ، آن الماس را خرد کرد و به تکّه گوشتی مالید و در انظار عمومی، آن را به حیوانی خورانْد. همه مردم گمان می‏کردند که آن حیوان خواهد مرد، ولی چندی گذشت و آن حیوان سالم بود. بدین ترتیب، ابوریحان باآزمایش خود، به یک شایعه بی‏اساس پایان داد. 

وفات ابوریحان بیرونی

ابوریحان بیرونی، پس از سال‏ها تلاش و کوشش در راه علم و فضیلت، در روز جمعه 2 رجب سال 440 ق در سن 78 سالگی بدرود حیات گفت. گفته می‏شود او در اواخر عمر، هم نابینا و هم ناشنوا شده بود، ولی در مورد محل وفاتش اختلاف است و محلّ آن مشخص نیست. 

.

.

.

.

.

.

manba گرداوری اختصاصی: گروه رسانه ای وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے

خبرنامه

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ

جدیدترین ها به زودی آپدیت خواهند شد !