با سلام به تمامی عزیزان

در این پست ما برای شما خوبان داستانی خنددار و خواندنی را آماده کرده ایم تا در اختیار شما 

قرار دهیم تا باخواندن آن شاد و لذت ببرید .

بامادر وب سایت بزرگ شبهای تنهایی همراه باشید .

.

.

داستان-جدید

.

.

.

هیزم شکنی مشغول قطع کدن شاخه درخت بالای رود خونه بود 

تبرش اوفتاد تو آب رود خونه.

وقتی در حال گریه کردن بود یه فرشته اومد و ازش پرسید ..چراگریه میکنی؟؟

هیزم شکن گفت.. تبرم توی رودخونه افتاده .

فرشته رفت و با یه تبر طلایی برگشت و از هیزم شکن پرسید.. آیا این تبر توست؟

هیزم شکن جواد داد نه .

فرشته دوباره ….

به زیر آب رفت و این بار با یه تبر نقره ای برگشت و پرسید ..این تبر توست ؟

هیزم شکن جواب داد..نه .

فرشته باز هم به زیر آب رفت و این بار 

با یه تبر آهنی برگشت و پرسید این تبر توست؟

جواب داد آره .

فرشته از صداقت مرد خوشحال شدو هر سه تبر را به او دادو هیزم شکن خوشحال روانه خونه شد .

روزی دیگر هیزم شکن وقتی داشت با زنش کنار رود خونه راه می رفنت 

زنش افتاد توی همان رود خونه .

هیزم شکن داشت گریه میکردکه فرشته باز هم اومد و پرسید که چرا گریه میکنی؟

اوه فرشته زنم افتاده توی آب .

فرشته رفت زیر آب و با جنیفر لوپز برگشت و پرسید زنت اینه ؟

هیزم شکن فریاد زد ..اره .

فرشته عصبانی شد .

تو تقلب کردی این نامردیه.

هیزم شکن واب داد ..اوه فرشته ی من منو ببخش.

سوء تفاهم شده .

می دونی اگه به جنیفر لوپز نه میگفتم تو میرفتی  وبا کاترین زتا جونز می اومدی.

و باز هم اگه به کاترین زتا جونز نه میگفتم تو میرفتی و با زن خودم می اومدی و من هم میگفتم اره .

اونوقت تو هر سه تا رو بهمن می دادی .

اما فرشته من آدم فقیرم و توانایی نگداری سه تا زن رو ندارم و به همین دلیل بود 

که این بار گفتم اره .

.

.

.

.

.

.

manbaگرداوری اختصاصی : گروه فرهنگی  وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے

خبرنامه

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ

جدیدترین ها به زودی آپدیت خواهند شد !