امشب منتی ندارم حرفم حرف ساده است

امشب مرا یاد کن

در هر الغوث که می گویی شاید

به حق یا رب گفتنت

خلصنا یت برای من هم مستجاب شود

.

.

.

.

تشنه ام این رمضان تشنه تر از هر رمضانی
شب قدر آمده تا قدر دل خویش بدانی

لیله القدر عزیزی است بیا دل بتکانیم
سهم ما چیست از این روز همین خانه تکانی

.

.

.

.

.

.

امشب شب قدر است .
شبی که باید قدردان حضور یکدیگر باشیم . قدردان وجود پاک پدرها و مادرها .
همسران و فرزندان . خواهران و برادرها و تمام عزیزانی که هستند و بودند درکنار ما .
شبی که باید قدر باهم بودن هایمان را بدانیم . شب استغفار از جدایی ها و کدورتها .
در واقع امشب شب بیدار ماندن نیست بلکه شب بیدار شدن است .

.

.

.

.

.

.

مبادا ليلة القدرت سر آيد

گنه بر ناله ام افزونتر آيد

مبادا ماه تو پايان پذيرد

ولي اين بنده ات سامان نگيرد

.

.

.

.

.

بياييد امشب گريه و زاري نكنيم ،الهي العفو نگوييم،
بياييد از امشب الهي القول بگوييم ،
با خدا عهد ببنديم دلي رانشكنيم،كسي را قضاوت نكنيم،
آبروي انساني را نبريم،پشت سر ديگران صحبت نكنيم،
مال كسي را نخوريم،دنبال تجسس مشكلات ديگران نباشيم
،ضعيفي را زير پا له نكنيم،بياييد مهربان باشيم ،فقط مهربان
بياييد به پروردگارمان قول بدهيم فقط كمي انسان باشيم

.

.

.

.

.

انیس قلب خود تنها خدا کن
خدا را در دل شبها صدا کن

ز خوف حق چو اشکی را چکاندی
به حال این رفیقت هم دعا کن

.

.

.

.

.

امشب و همه شبهای قدر
در دعاهای عاشقانه ات برای من دعا کنید.
از اون دعاهایی که خدا وقتی میشنوه لبخند میزنه و میگه
باشه ،شنیدم،حواسم بهش هست ، نگران نباش..

.

.

.

.

.

.

سحرسجاده ات را چون گشودی
وبامعبودخود خلوت نمودی

وخواندی خالقت را عاشقانه
واشکی هدیه کردی دانه دانه

تورا جان علی مارا دعا کن
دعابر عبد ناچیز خدا کن

.

.

.

.

.

آري امشب، “چشم سر” را بايد بيدار داشت

تا “چشم جان” بيداري و بينايي يابد و دل از بندها برهد؛

و ما چه زيانکاريم اگر از شب قدر

تنها بيداري چشم نصيبمان شود و

راهي به وراي آن ، بر اقليم جان نيابيم.

.

.

.

.

.

.

شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست؛

شبی است که باید قدر خویش را بشناسی

تقدیر خویش را رقم بزنی

و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی.

طاعت قبول و التماس دعا

.

.

.

.

.

.

الهی! امشب آمده‌ام تا به چهارده نور پاک، تورا قسم دهم

و والاترین کتاب را بر سر بگیرم و بالاتر روم

مرا به خویش وامگذار و در این شب، با بهترین دوستانت هم‌نشین کن

و از خویش مران، که بی‌ تو حیرانم و سرگردان

.

.

.

 گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانــــــــ