کاش می شد باز کوچک می شدیم تا …

کودکی هایم

در کودکی

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم

یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت

دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان ار اه بود

برگ دفتر هایمان از کاه بود

تا درون نیمکت جا می شدیم

ما پر از تصمیم کبری میشدیم

ریز علی پیراهنش را میدرید

کاش میشد باز کوجک میشدیم.

عکس2

 .

.

.

.

manba اختصاصی از : گروه رسانه ای وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے

خبرنامه

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ

جدیدترین ها به زودی آپدیت خواهند شد !