باز هم غروب جمعه و باز هم تنهایی ،

ghoroob

باز هم انتظار و درد و التماس ،

باز هم یک قلب که صدای گریه اش در گلو ، گیر می کند

و میشود یک بغض که من هر هفته فرو میخورم.

mahdi saheb zaman

باز هم خورشید تمام شد

و غروب رنگ خون به آسمان دنیا پاشید

و خبر از نیامدن داد ،

خبر از بی خبری داد ،

آقا جان نمیخای بیای ؟؟

ALAJAL

.

manba گرد آوری: گروه فرهنگی وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے

خبرنامه

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ

جدیدترین ها به زودی آپدیت خواهند شد !

نظر خود را با ما درمیان بگذارید