liner (4)

.

خدای من یکسال گذشت

هرچه کردم دیدی؛ هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم….

یکســال گذشتــــــــ

چهار فصل بیمار شدم ؛ شفایـم دادی

هراسـان شدم ؛ پناهــم دادی.

خدای من یکسال گذشتــــــ

پی تقدیری نیکــو پرسان می گشتم؛شب قـدر مرا خواندی

به سرخوانی پـر از عشقـت تا طلـوع آفتاب گریستم

و دستانـم به سویت بلنـد قلم رحمتتــــــــ بر صحیفه تقدیـرم

خواست که بنگارد؛تقدیر نیکوی را.

هیهاتـــــــــ !

با شروع صبحش، کور کورانه تقدیـر دیگری را جستجو کردم..

خدای من یکسال گذشتــــــــ

چهار فصــل و دوازده ماه

هرروز به رسـم عادت زانو زدم،

پیشانی بندگی می نهادم اما بندگی هزاران معبـود دیگر کردم.

خدای من یکسـال

چه می گویم……….

سالهــــــا گذشت…ده…بیست… سی…چهل…

هرچه کردم دیدی؛هرچه بخشیدی و عفو کردی ندیدم.

چگونه استـــــــ که رهایـم نمی کنی

چگونه است که از من نا امیـد نمی شوی….

.liner (4)

تبریک نوروز.(shabhayetanhayi.ir)

liner (4)

.

خدای مـن آوای ملکوتی

یا مقلب القلوب و الابصار می آید

تـو باز هـم مرا می خوانی که بخوانمت

واین منم باحسرت سالهای رفته

یا مدبـر الیل و النهار

این منم با هزاران امید به سال پیش رو

یا محــول والاحوال

خدای من التماس مرا بشنو

حول حالنا

خدای من آرزویم اینست؛

الی احسن الحال….

.

liner (4)

manba گرد آوری: وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے

خبرنامه

دلتــــــــان بهـاری

سپـاس از حضور گرمتـان

منتظر نظراتـ شما هستیـم