liner (26)

.

به ما گفتند بازی کنید. گفتیم با کی؟

گفتند با تیم دنیا

تا خواستیم بپرسیم بازی چی؟

سوت آغاز بازی رو زدن.

فقط فهمیدیم خدا تو تیم ماست

بازی شروع شد

و دنیا پشت سر هم به ما گلی میزد

ولی نمی دونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه می کردم

امتیازها برابر بود.

تو همین فکر بودم که خدا زد پشتم

و خندید گفت:نگران نباش

تو وقت اضافه می بریم حالا بازی کن.

گفتم آخه چطوری؟

بازم خندید و گفت:فقط پاس بده بقیش با من 🙂

 

liner (26)

.

god (2)

.

liner (26)

زندگی پر است از گره هایی ،

که تو آن را نبسته ای …

اما باید تمام آنها را …

به تنهایی باز کنی ، تنهای تنها … !

ولی اگر به خدا توکل کنی ،

او گره ها را یکی یکی برایت باز میکند … !

liner (26)

خبرنامه

سپــــــاس از حضور گرمتــــــان

منتظر نظرات ارزشمند و زیبای شما هستیـم