emam reza (H.s 92-10)

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

شهادت امام رئوف تسلیت

به همین مناسبت متن های دل نوشته و اس ام اس شهادت امام رضا (ع)

تقدیم به شما عزیزان…

emam reza

می دید شرر ریخته در هستی انگور /

هم سفره ی میزبان شده پستی انگور

نوشید از آن خوشه ی سم بار که امروز /

ما را نفریبند به سر مستی انگور

شهادت غریب الغربا، امام رضا (ع) تسلیت باد

.emam reza

کعبه ‎ی اهل ولاست صحن و سرای رضا/

شهر خراسان بُوَد کرب و بلای رضا

در صف محشر خدا مشتری اشک اوست/

هر که در اینجا کند گریه برای رضا

از در باب الجواد می شنوم دم به دم/

یا ابتای پسر، وا ولدای رضا

التماس دعا

emam reza

امام رضا (ع):

کسی که مصائب مارا به یاد آورد، پس بگرید و بگریاند،

در روزی که چشم ها گریانند(روز حساب)، گریان نخواهد شد

امشب اشکت جاری شد، ما رو هم دعا کن

 

emam reza

دلش دریای خون، چشمش به در بود

امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می‎ گشت قلبش پاره پاره/

پسر می‎ کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد/

پسر هم مثل او بی‎تاب می شد

پسر از پرده ‎ی دل ناله سر داد/

پدر هم جان در آغوش پسر داد

 

emam reza

امام رضا (ع):

هرکس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود،

در روزی که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد

مجلس عزای آقا امام رضا رفتی ما رو هم از دعای خیر بی نصیب نگذار

emam reza

 

زائری بارانی ام آقا به دادم می رسی؟

بی پناهم ، خسته ام ، تنها ، به دادم می رسی؟

گر چه آهو نیستم اما پر از دلتنگیم

ضامن چشمان آهوها به دادم می رسی؟

من دخیل التماسم را به چشمت بسته ام

هشتمین دردانه زهرا به دادم می رسی

 

emam reza

من كیستم گدای تو یا ثامن الحجج

شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج

بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز

تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

emam reza

 

با نام رضا به سینه ها گل بزنید

با اشك به بارگاه او پل بزنید

فرمود كه هر زمان گرفتار شدید

بر دامن ما دست توسل بزنید

emam reza

 

بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم

همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم

چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان

لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

.emam reza

 

امروز که سر بر حرمت می آیم

انگار تمام عشق کامل شده است

ای ضامن آهو ! به غریبی سوگند

دل کندن از این ضریح مشکل شده است

emam reza

 

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای

آنجا برای عشق شروعی مجدد است

emam reza

چشم اهل دل ازگریه خونباراست / حضرت مهدی امشب عزاداراست

خاک غم امروز برفرق عالم شد / سینه شیعه دریای ماتم شد  . . .

emam reza

وقتی بساط گریه مهیا نمی شود
وقتی که بغض بین گلو جا نمی شود
وقتی تمام شب به در خانه کریم
در می زند گدا و دری وا نمی شود
وقتی پس از معاینه ها گویدت طبیب
این قلب مرده است مداوا نمی شود
یک راه مانده بهر تو آن هم زیارت است
مشهد برو که کار تو اینجا نمی شود

emam reza

تو کیستی شریک غم اهل عالمی
در خاک طوس کعبه اولاد آدمی
آن رازها که از همه پوشیده داشتم
تنها به تو گفتم…
تو محرمی…

emam reza

آمده ام، آمدم ای شاه پناهم بده
خط امانی ز گناهم بده
ای حَرَمت ملجأ درماندگان
دور مران از در و راهم بده
لایق وصل تو که من نیستم
اذن به یک لحظه نگاهم بده
لشگر شیطان به کمین من است
بی کسم ای شاه پناهم بده…..

emam reza

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد
نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هرچه خاطره دارد از آن حرم دارد

emam reza

غفلت از یار گرفتار شدن هم دارد
از شما دور شدن زار شدن هم دارد
هر که از چشم بیفتاد محلش ندهند
عبد آلوده شدن خوار شدن هم دارد
ای طبیبِ همه انگار دلت با ما نیست
بد شدن حس دل آزار شدن هم دارد
از کریمان فقرا جود و کرم می خواهند
لطف بسیار طلبکار شدن هم دارد

emam reza

توو دل یه مزرعه
یه کلاغ روو سیاه
هوایی شده بره
پابوس امام رضا(ع)
اما هی فکر میکنه
اونجا جای کفتراست
اخه من کجا برم
یه کلاغ که روسیاست
منکه توی سیاهی ها از همه روو سیاه ترم
میون اون کبوترا با چه رویی بپرم
توو همین فکرا بودش
کلاغه عاشقونه
یه دلش میگفت برو
یه دلش میگفت بمون
یه دفعه صدایی گفت
تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن تو یه زائری برو….

emam reza

به حلقه های ضریحت دلم گره خورده…
گره گشای من،این بار این گره مگشای…

emam reza

کاش که جارو کشی صحن نصیبم میشد
دل من خادم مولای غریبم میشد

emam reza

ماییم و اسیر غمت دیگر هیچ
دلداده خاک غمت دیگر هیچ
مارا همه شوق کفشداریه تو بس
در صحن و سرای حرمت دیگر هیچ

emam reza

محبوب رضاست هر که دل ريش تر است
از کعبه صفاي اين حرم بيشتر است
اينجاست طبيبي که ندارد نوبت
هر دل که شکسته تر بود پيشتر است

emam reza

خسته، افتاده ز پا، آمده زانو مي زد
مشکلي داشت به آقاي خودش رو مي زد
مي چکد از سر و رويش عرق شرم به خاک،
مشت ها وا شده و پنجه به گيسو مي زد
دامني داشت پر از خاطره تيره و تلخ
دست در دامن آن ضامن آهو مي زد

emam reza

دل من گم شد،اگر پيدا شد
بسپاريدش امانات رضا(ع)
و اگر از تپش افتاد دلم
ببريدش به ملاقات رضا(ع)

emam reza

از رضا(ع) خواسته ام تا شايد
بگذارد که غلامش بشوم
همه گفتند محال است ولي
دلخوشم من به محالات رضا(ع)

emam reza

 

تا که بر گنبد تو دیده ام از دور افتاد

ناگهان بر دل آلوده من شور افتاد

اولین بار که دیدم حرمت را گفتم

ای سلیمان به سرایت گذر مور افتاد

emam reza

ابریست دلم که رو به ماه آورده‌است
رو سوی تو با روی سیاه آورده‌است
ای ضامن عشق ! ضامن آهو ! آه
گرگی به نگاهتان پناه آورده‌است

emam reza

دلم ميخواد نظاره اي به سوي اين گداكني
گره توكارم افتاده به يك اشاره واكني
امام رضا………………………….
به گندمي كه زائرات نذركبوترات كنند
تو گندمي نذرمنِ فقير وبينوا كني
امام رضا………………………..

emam reza

دوباره یک غروب دلنشین
دوباره یک صدا،
صدای سبز
دوباره می پرد کبوتری
به دور گنبد حرم
دوباره چشمهای من
پر از نگاه کاشی و ستاره می شود
کنار حوض
دوباره ذهن من
پر از صدای بالهای یک فرشته می شود
نگاه کن!
من آن کبوترم
به دور گنبد طلایی اش

چه عاشقانه می پرم

emam reza

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

1022

خبرنامه

سپاس از حضور گرمتان

منتظر نظرات زیبای شما هستیم

التماس دعا