ﺑﺮﮔﺮﺩ!
ﯾﺎﺩﺕ ﺭﺍ ﺟﺎ ﮔﺬﺍﺷﺘﻰ!
ﻧﻤﻰ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﻋﻤﺮﻯ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺍﻣﯿﺪ ﺑﺎﺷﻢ
ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺑﺮﺩﻧﺶ ﺑﺎﺯ ﻣﻰ ﮔﺮﺩﻯ

.

.

.

.

باران رحمت خدا همیشه می بارد
تقصیر ماست که کاسه هایمان را برعکس گرفته ایم!

.

.

.

.

شاید قانون دنیا همین باشد ، من صاحب آرزویی باشم که شیرینی تعبیرش از آن دیگریست …

.

.

.

.

به هرکسی محبت کنی او را ساختی و به هرکسی بدی کنی به او باختی ؛ پس بساز و نباز !

.

.

.

.

نگران نباش
حال من خوب است
فقط کمی بزرگتر شده ام
عقلم قد کشیده
شعورم متبلور شده
دلتنگی هایم کوچک شده اند
و در فاصله کوتاه لبخندها و اشکهایم
آموخته ام زندگی کنم…

.

.

.

.

.

از آن جمــــــــــــــــله هایی ام
که انتهایش سه نقطه می خواهد …
حال هر طور می خواهی
تفسیـــــرم کــــــــــــــن !

.

.

.

.

.

 

میخواهم مدتی بخوابم!
نمی دانم چند روز؟
شاید روزی بیدار شوم
و دنیا به شکل دیگری باشد
و قلب آدم ها…

.

.

.

.

.

این روزها
با میکاپ
کوسه ها، پری دریایی می شوند . . .
آهای تو که پشت پنجره قلبم آواز می خوانی،
دندان هایت را نشان بده . . .

 .

.

.

.

.

 کاش انسانها؛
همان قدر که از ارتفاع می ترسیدند؛
کمی هم از پستی هراس داشتند …!

.

.

.

.

.

یک عالمه اتفاق دوره ام کرده اند
نه می افتند…
نه می روند…
فقط می رقصند!

.

.

.

.

.

خدایا . . .
سیب که شیرین است
سهل!
تو بگو، زهر!
هرچه که باشد . . .
بیار،با تمامـ وجود ﻣﮯ بلعمـ . . .
تو فقط مرا از این دنیا بنداز بیرون . . .!

.

.

.

.

.

این روزها پر است از انسانهایی با ظاهر زیبا
که هر روز لباسی نو بر تن میکنند
ولی نزدیکشان که میشوی
بوی کهنگی اندیشه هایشان
خیلی آزارت میدهد …

.

.

.

.

.

موندنی با لگد نمیره ، رفتنی با خواهش نمیمونه …

.

.

.

.

.

“زنها” تنهاییشان را گریه می کنند و “مردها” گریه هایشان را تنهایی …

.

.

.

.

.

از یه جایی به بعد دیگه بزرگ نمیشی، پیر میشی …
از یه جایی به بعد دیگه خسته نمیشی ، میبُری …
از یه جایی به بعد هم دیگه تکراری نیستی ، زیادی ای

.

.

.

.

.

هیچ زخمی خوب نمیشه ، یا جاش میمونه یا یادش …

.

.

.

.

.

خدا کنه هیچوقت “هست” های کسی نشه “بود” …

.

.

.

.

 گرداوری : گروه رسانه ای وب سایت بزرگ شبهاے تنهایی

سپـــــــاس از حضور گرمتانـــــــــ