دلم هوای خواندن کرده… نه با سجاده نماز که نمادی ست
بلکه با سجاده دل که همه خلوص است.

دلم باران می خواهد اما نه از آسمان آبی
بلکه در آسمان دل آنجا که آسمان هفت قسمت نمی شود بلکه همه جا یکی است.

دلم نورمی خواهد اما نه نور چراغی که معلوم نیست تا به کی روشن است
بلکه نور خورشیدی تمام ناشدنی.

دلم چیزی می خواهد بلکه وسیع تر از این ها

دلم آغوش پر مهر تو را می خواهد تویی که آمدی
بدون حرفی و در دلم خانه کردی بدون رخصتی.

دلم می خواهد دستهای مرا با گرمی خویش گرمی بخشی که اینجا
یخبندان احساس است.

دلم موسیقی باد می خواهد که بخواند برایم از عشق

مرا چنین شوریده می بینی و پاسخم نمی گویی؟!

مناجات با خدا.(shabhayetanhayi.ir)

ای پروردگار آسمان ها و زمین که خواندنت به این نام غفلت است؛
ای که همه عالم ناخواسته، خوب و بد،عاشق و مجنون،
همه تو را باور دارند حتی آنان که بر زبان نمی رانند.

آوای نام تو آرامش وجودم است.
پروردگارا من به عهد خویش وفادارم اما تو وفادار تری که بر این تردیدی نیست
پس انتظار پاسخ دارم.

پروردگارا یاریگرمان  باش…

منبع:  وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے

درصورت رضايت دوستان از ما,لطفا مارو با نام عنوان سايتمون

در وبلاگ يا وب سايتتون لينك نماييد!

باتشكر!