کاش دور و بر ما این همه دل‌بند نبود

و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود

آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم

مثل اسپند، دلم جای خودش بند نبود

مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید

خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود

هرچه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم

کم نشد فاصله؛ تقصیر تو هرچند نبود

شدم از «درس» گریزان و به «عشقت» مشغول

بین این دو چه کنم نقطه‌ی پیوند نبود

مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت

جای آن‌ها که به دنبال تو بودند نبود

بعد از آن هر که تو را دید، رقیبم شد و بعد

اتفاقی که رقم خورد، خوش‌آیند نبود

آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته

کاش نقّاش تو این قدر هنرمند نبود

 شعر عاشقانه.(shabhayetanhayi.ir)

manba...shabhayetanhayi.ir منبع: وب سایت بزرگ شبهای تنهایی

 

درصورت رضايت دوستان از ما,لطفا مارو با نام عنوان سايتمون

در وبلاگ يا وب سايتتون لينك نماييد!

باتشكر!