Rehlate Payambar (H.s 92-10)

به حرمت حضور فاطمه علیهاالسلام ، آرام، در خانه را می‏کوبی؛
این بار صدای در زدن ملک الموت، آهنگی دیگر دارد.

به میهمانی رسول آمده ‏ای؛ آمده‏ ای تا او را به معراج ابدی ببری.
کمی درنگ کن؛ اینکه با تو سخن می‏گوید،
امین آسمان‏ها و زمین، جبرئیل است.

می‏دانم که برای تو نیز دشوار است تا زیر باران
اشک‏های فاطمه علیهاالسلام ، جان نبی را بستانی.

Rehlate Payambar (H.s 92-10)

می‏دانم که تو نیز سر به زیر افکنده‏ای تا چشمانت
هم‏سو با غم چشمان زهرای اطهر علیهاالسلام نباشد؛

اما گویا چاره‏ای نیست و زمان پر کشیدن
محمد صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله فرا رسیده است.

برادرم. ملک الموت! می‏خواهی از کجا آغاز کنی؟
تمامی وجود رسول اللّه‏ در راه حق ذوب شده است،

چشمانش، نور خدا را در معراج دیده،
زبانش با خدا سخن گفته و کلام او بر آن جاری بوده،

قلبش، محل نزول کتاب خدا بوده و پاهایش،
راه‏های آسمانی را بهتر از مسیرهای زمینی پیموده است.

Rehlate Payambar (H.s 92-10)

آه چه دشوار است تاب آوردن این لحظه اندوهناک!
آیا می‏دانی بعد از او، با فاطمه عزیزش چه خواهند کرد؟

می‏دانی این در را که تو بی ‏اذن زهرا علیهاالسلام از آن عبور نکردی،
به آتش جهل و کینه خواهند سوزاند

و دستان علی مرتضی علیه السلام را که با دستان رسول صلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله ،
انس دیرینه داشت، به بند خواهند کشانید؟

آیا می‏دانی پس از رسول خدا، بر پاره‏ های تن او چه خواهد گذشت؟
می‏دانی که چگونه قامت رعنای فاطمه را به خمیدگی می‏نشانند
و جایگاه بوسه ‏های رسول را به کبودی می‏نمایند؟

Rehlate Payambar (H.s 92-10)

کوچه ‏های مدینه، پس از این برای من هم غریب می‏شود
و اهل بیت رسول اکرم صلی‏ الله ‏علیه‏ و‏آله از آن هم غریب‏ تر!

نگاه کن که چگونه فاطمه علیهاالسلام با تمام دلتنگی‏ هایش سر به زیر افکنده
تا تو در تلاقی چشم‏هایش، در کارَت درنگ نکنی!

برخیز و جان عزیزترین و مقرب‏ترین بنده خدا را بستان!
روح محمد صلی ‏الله‏ علیه ‏و‏آله از ازل، آسمانی بود؛
این چند صباح را هم که بر زمین هبوط کرد، برای هدایت خلق بود و بس!

Rehlate Payambar (H.s 92-10)

manba...shabhayetanhayi.ir منبع :  وب سایت بزرگ شبهاے تنهایے