من بودم …تنها در اعماق تاریکی مطلق…

سوسوی کلبه ای را از دور دست ها دیدم…

قدم نهادم به اینجا …

شب های تنهایی

ستارگان این آسمان مرا پذیرفتند…

اما اینجا :

شب هایی ست به روشنایی سپیده ی سحرگاهان

با درخشش ستارگانی به پاکی عطر نرگس

و دل نوشته هایی که گرمابخش این شب های سردست

و تپش قلبهای منتظرمان طنین انداز دل انگیز این شب هاست

شب های آفتابی!

اینجا خورشید نام زیبای مهدی(عج)می درخشد

اینجا درین شب های تنهایی ماه من مهدیست

باید ابرها را کناری زد

باید چشم دل گشود

آقای من!سرور کلبه ی ما…ماه درخشان شب های تنهایی

بتاب بر دل های تیره و تارمان…

 شب های تنهاییshabhayetanhayi.ir.